پشت پا زدن به امتیاز
تساوی" را که آزادی به من می دهد بر "امتیازی" که ایمان به من می بخشد ترجیح می دهم. کسی که از این امتیاز دست نمی کشد، دشمن آزادیست. امتیاز آزادی در این است که مرا مساوی انسان دیگر می سازد. امتیازی بالاتراز انسان بودن نیست
انسان فقط در آزادی است که انسان است. ایمان به هیچ حقیقتی (ولو مقدس ترین حقایق باشد) مرا ممتاز تر از انسان دیگری نمی کند. آزادی نه تنها نفی امتیازات طبقاتی و نژادی و جنسی است بلکه به همان ندازه نفی امتیاز ایمانی است
اوج امتیازی را که آزادی به انسان می دهد به اندازه ای رفیع است که اوج امتیاز ایمانی در مقابل آن به حساب نمی آید. ایمان به هیچ حقیقتی، ایجاد امتیازات سیاسی و اقتصادی و حقوقی و اجتماعی نمی کند
نقد بنابر ماهیت ، عنصری ویرانگر و اوراق کننده است . هیچ نقدی موضوع نقد را بحالت اول باقی نمیگذارد ، سازندگی اگر در نقد موجود است ناشی از نتیجه ی ناخواسته ی آن وضرورتی است که با تجدید نظر در موضوع نقد صورت تحقق میپذیرد. وگرنه هیچ نقدی بنابر نتیجه ی خواسته ی خود نمیتواند سازنده باشد . همدلی و همدردی و بازیگری که ماکس و وبر از آن سخن گفته اند مربوط به مقام "گردآوری" و فهم مسئله است و الا به تعبیر پوپر ، در "مقام داوری" یک نظریه باید بیرحمانه نقد شود ! . بنابراین با وضع کلماتی چون همدلی و سازنده نباید نقد را عقیم نهاد و عنصر سلبی و نفی که همه ی هنر نقد بدان قائم است از آن ستانده شود ...!!!