یک روز مادرم میگفت: وقتی کودک بودی آنقدر حواسم به تو بود که هیچ وقت نمیگذاشتم به مرض گریه برسی!

بموقع تر و خشکت میکردم!

بموقع سیرت میکردم!

و من دلم گرفت!

فرشته ای که مرا زاده و بزرگم کرده از برزگترین نعمت کودکیم (گریه کردن) محرومم ساخته!