فکر پیوندی- فکر دیواری- فکر توحیدی
افکار را باید دسته بندی کرد. افکاری هستند که میان متفکرین و مردم پیوند می زنند. افکاری هستند که میان متفکرین و مردم دیوار می سازند و افکاری هستند که بر مردم و متفکرین غلبه می کنند و هر دو را در خود جذب می کنند. در موقعی که آزادی نیست نقش هر کلمه ای همین است که با دیوارسازی، ما را از دیگران جدا سازد. تا بتوان "آزادی خصوصی و آزادی شخصی" داشت. افکاری که دو نفر را به هم پیوند می دهند آن دو نفر را هیچ گاه یکی نمی سازد. و فکری که بر همه غلبه می کند، بر همه حکومت می کند. وحدت، همیشه با افکاری ممکن است که بر همه گروه های متضاد غلبه و حکومت کند. فکری که میان من و دیگری پیوند می زند، فکری نیست که بر من و دیگری حکومت بکند. فکر توحیدی فکر پیوندی نیست. پیوند، بین "دو وجود" است. ولی توحید نفی دو وجود است. یکی ساختن، احتیاج به پیوند ندارد
+ نوشته شده در یکشنبه نهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 12:23 توسط علیرضا درباری
|
نقد بنابر ماهیت ، عنصری ویرانگر و اوراق کننده است . هیچ نقدی موضوع نقد را بحالت اول باقی نمیگذارد ، سازندگی اگر در نقد موجود است ناشی از نتیجه ی ناخواسته ی آن وضرورتی است که با تجدید نظر در موضوع نقد صورت تحقق میپذیرد. وگرنه هیچ نقدی بنابر نتیجه ی خواسته ی خود نمیتواند سازنده باشد . همدلی و همدردی و بازیگری که ماکس و وبر از آن سخن گفته اند مربوط به مقام "گردآوری" و فهم مسئله است و الا به تعبیر پوپر ، در "مقام داوری" یک نظریه باید بیرحمانه نقد شود ! . بنابراین با وضع کلماتی چون همدلی و سازنده نباید نقد را عقیم نهاد و عنصر سلبی و نفی که همه ی هنر نقد بدان قائم است از آن ستانده شود ...!!!