هر اصطلاح معتبر سیاسی به تعداد احزاب سیاسی که در اجتماع وجود دارد، معنا دارد. کسی که اطمینان به این اصطلاحات می کند خود را گول می زند. هر کسی و هر حزبی می خواهد از یک اصطلاح معتبر و مقدس سیاسی به نفع خودش استفاده ببرد. جاذبه ای که این اصطلاحات سیاسی دارند مانع از شناسائی معنائی می شود که احزاب به آن می دهند
هر سیاستمداری، کلمات و اصطلاحات جاذب را به کار می برد چون جاذبه این کلمات، دیده را از بینش معنائی که به آن می دهد، منحرف می سازد. در سیاست نباید گرفتار جاذبه کلمات شد، بلکه باید متوجه معنی آن ها شد. توافق در اصطلاحات سیاسی توافق در محتویات سیاسی نیست. در اصطلاحی که چندین معنا دارد نمی توان به توافق واقعی رسید. هر حزبی می خواهد از "اصطلاحات جاذب اجتماعی" تا آن جات که می تواند استفاده ببرد. بدین سان بسیاری از جاذب ترین کلمات سیاسی دارای محتویات متضاد هستند انقلاب، آزادی، عدالت اجتماعی، پیشرفت، معانی متضاد دارند. وقتی که ما فقط یک معنای آن ها را می دانیم دلیل بر آن نیست که معنای متضاد با آن ها وجود ندارد و مؤثر نیست. همیشه کلمات با جاذبه، پر معنا می شوند چون هر کسی می خواهد از قدرتی که در این کلمات نهفته است، استفاده ببرد. کلمه بی جاذبه است که قابل تقلیل دادن به یک معناست. کلمه ای که جاذبه داشت، پرمعنا ( دارای معانی متعدد) می شو