برای رفیقی که امروز سیلی اش زدم!!!!

سلام رفیق! میدانم که این مکتوب را نخواهی خواند! چرا که در چرته ی اهالی این دیار نیستی! اهل فیسبوکو دوستان مجازی! ولی نه برای تو که بیشتر برای خودم و دلتنگیم مینویسم و عذر تقصیر که غرورم اجازه نداد که امشب تماسی بگیرمو .........

بگذریم!

راستش را بخواهی امروز که آرزوی مرگ پدرت را کردی تمام دردی که از نداشتن پدر کشیدم جلو چشمانم آمد! و تمام غضبم در دستانم خلاصه شدو..... نمیتوانستم روشنفکر باشم رفیق, کاش این را بفهمی, زدم زودتر ازینکه خدایی نکرده زبانم لال زمانه سیلیت بزند, زدم تا یادت بماند کسی زد که ندارد کسی را که تو آرزوی مرگش را داری! که خدا سایه ی هیچ پدری را از سر هیچ خانواده ی کم نکند! آمین....

سیلیت زدم برای تمام ندانستن هایت! بگذار چند تایی را برایت بشمارم!

تو نمیدانی و من میدانم که چه دردی دارد وقتی مدیر مدرسه بگویید فردا با پدرت بیا و تو بگویی فوت کرده یعنی چه!

نمیدانی و من میدانم وقتی هر فرمی که میگذارند پیش رویت و بعد از نام پدر شغلش را میپرسند و تو مینویسی فوت کرده یعنی چه!

نمیدانی و من میدانم که وقتی پدری دست فرزندش را میگیرد و تو نمیتوانی یعنی چه؟

نمیدانی و من میدانم که وقتی میان دعواهای کودکانه طرفت بگوید به بابام میگم!!! و تو نمیتوانی یعنی چه؟

نمیدانی ......... نمیدانی؛ که اگر میدانستی نمیگفتی!

رفیقت هستم که میگویم! برو خانه! همین امشب دست پدرت را ببوس و به این فکر کن رفیقت دوست دارد تمام زندگیش را بدهد تا یکبار فقط یکبار بتواند بگوید........بابا!


هیچ عقیده ای ارزش رد کردن ندارد

یک دستگاه فکری برای آن رد کردنی نیست چون "اشتباهات منطقی" و "ناهماهنگی درونی" دارد، بلکه چون می توان "یک دستگاه فکری دیگر" آفرید. احتیاج به رد کردن یک عقیده یا دستگاه فکری نیست، بلکه باید یک "دستگاه فکری نوین" آفرید

قدرت خلاقیت انسان، هر عقیده و هر دستگاه فلسفی را رد و نفی می کند. با تحقیر قدرت خلاقیت در انسان و باید در خلق یک دستگاه فکری و هنری تازه به کار برد. "تکوّن یک فکر من" احتیاج به رد کردن عقیده یا فکر دیگر ندارد. وظیفه هر انسانی این است که نگذارد عقاید دیگر و افکار دیگر، مانع خلاقیت او شوند، بلکه فقط "مواد و وسیله" برای خلاقیت فکری او باشند

وقتی یک فکر یا عقیده را رد و نفی می کنید به آن "ارزش دفاع کردن" می بخشید. از عقاید و افکار، دفاع کرده می شوند چون رد کرده می شوند. اگر هیچ گاه رد و نفی نمی شدند هیچ گاه نیز از آن ها دفاع نمی شد. بسیاری از عقاید و افکار، پایدار و استوار شده اند چون در اثر رد کردن دائمی، ارزش دفاع کردن پیدا کرده اند