خیر همه یا خیر همسایه
به جای آن که ما دنبال "سعادت و خیر همه" برویم، بهتر است که میان سعادت خود و سعادت همسایه خود هماهنگی برقرار سازیم. "همه" همیشه با "همسایه" شروع می شود و وقتی خیر ما با خیر همسایه ما ناهماهنگاست، "خیر همه" را خواستن برای پوشانیدن همین ناتوانی است. نماینده "همه" برای هر کس، همیشه همسایه اش است
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۸۸ ساعت 20:19 توسط علیرضا درباری
|
نقد بنابر ماهیت ، عنصری ویرانگر و اوراق کننده است . هیچ نقدی موضوع نقد را بحالت اول باقی نمیگذارد ، سازندگی اگر در نقد موجود است ناشی از نتیجه ی ناخواسته ی آن وضرورتی است که با تجدید نظر در موضوع نقد صورت تحقق میپذیرد. وگرنه هیچ نقدی بنابر نتیجه ی خواسته ی خود نمیتواند سازنده باشد . همدلی و همدردی و بازیگری که ماکس و وبر از آن سخن گفته اند مربوط به مقام "گردآوری" و فهم مسئله است و الا به تعبیر پوپر ، در "مقام داوری" یک نظریه باید بیرحمانه نقد شود ! . بنابراین با وضع کلماتی چون همدلی و سازنده نباید نقد را عقیم نهاد و عنصر سلبی و نفی که همه ی هنر نقد بدان قائم است از آن ستانده شود ...!!!