ما همیشه منتظریم که اتفاقی بیفتد ولی اتفاقی " می افتد" چون ما "انتظار آن را می کشیم". انتظار این که کسی، عملی را بکند انگیزه پیدایش آن عمل می شود. "در انتظار اتفاق نشستن" علامت آن است که ما به عمل خود ایمان نداریم. کسی که ایمان به عمل خود دارد، او دیگر در انتظار اتفاق افتادن، نمی نشیند. ما می توانیم نگذاریم چیزی اتفاق بیفتد، تا موقعی که آن چه ما می خواهیم اتفاق بیفتد. اگر قسمت ناچیزی از مردم، دیگر حوصله نشستن در "اطاق انتظار تاریخ" را نداشتند ما امروز تاریخ دیگری داشتیم. اما "در انتظار اتفاقی بودن" نیز، یک نوع "عمل" است. انتظار کشیدن، عملی است که انسان به قدرت آن ایمان ندارد. هر جامعه ای که منتظر است، انتظاراتش، سیر آینده او را مشخص خواهند ساخت. انتظارات هر اجتماعی، امکانات اتفاقات آینده را مشخص می سازد ولی اعمال هر اجتماعی، محتویات اتفاقات آینده را مشخص می سازد