در اتاق انتظار تاریخ
ما همیشه منتظریم که اتفاقی بیفتد ولی اتفاقی " می افتد" چون ما "انتظار آن را می کشیم". انتظار این که کسی، عملی را بکند انگیزه پیدایش آن عمل می شود. "در انتظار اتفاق نشستن" علامت آن است که ما به عمل خود ایمان نداریم. کسی که ایمان به عمل خود دارد، او دیگر در انتظار اتفاق افتادن، نمی نشیند. ما می توانیم نگذاریم چیزی اتفاق بیفتد، تا موقعی که آن چه ما می خواهیم اتفاق بیفتد. اگر قسمت ناچیزی از مردم، دیگر حوصله نشستن در "اطاق انتظار تاریخ" را نداشتند ما امروز تاریخ دیگری داشتیم. اما "در انتظار اتفاقی بودن" نیز، یک نوع "عمل" است. انتظار کشیدن، عملی است که انسان به قدرت آن ایمان ندارد. هر جامعه ای که منتظر است، انتظاراتش، سیر آینده او را مشخص خواهند ساخت. انتظارات هر اجتماعی، امکانات اتفاقات آینده را مشخص می سازد ولی اعمال هر اجتماعی، محتویات اتفاقات آینده را مشخص می سازد
نقد بنابر ماهیت ، عنصری ویرانگر و اوراق کننده است . هیچ نقدی موضوع نقد را بحالت اول باقی نمیگذارد ، سازندگی اگر در نقد موجود است ناشی از نتیجه ی ناخواسته ی آن وضرورتی است که با تجدید نظر در موضوع نقد صورت تحقق میپذیرد. وگرنه هیچ نقدی بنابر نتیجه ی خواسته ی خود نمیتواند سازنده باشد . همدلی و همدردی و بازیگری که ماکس و وبر از آن سخن گفته اند مربوط به مقام "گردآوری" و فهم مسئله است و الا به تعبیر پوپر ، در "مقام داوری" یک نظریه باید بیرحمانه نقد شود ! . بنابراین با وضع کلماتی چون همدلی و سازنده نباید نقد را عقیم نهاد و عنصر سلبی و نفی که همه ی هنر نقد بدان قائم است از آن ستانده شود ...!!!