تکرار و اشباع، به نفرت و اکراه و ملالت می کشد. آن که همیشه در پی جلب منفعت خود به هر قیمتی هست، دوام و شدت این عمل، می تواند چنان نفرت و اکراهی از "جلب منفعت خود" در او پدید آورد که به خاطر همین نفرت و اکراه، حاضر می شود آن چه دارد و به دست آورده، یک جا قربانی کند و یا ببازد و حتی این نفرتو اکراه به جائی می رسد که تفکر درباره منفعت مبغوض می شود. انسان نمی تواد همیشه به طور یکسان "حیوان سودپرست و فائده پرست باقی بماند. گاه به گاه باید عملی و یا فکری بر ضد "سود پرستی و فائده پرستی" بکند تا سائقه سودپرستی، و فائده پرستی حالت تعادل خود را حفظ کند. از این رو بزرگواری و سخاوت و بخشش و لطف و محبت گاه به گاه، لازم است تا از سودخواهی، اکراه و نفرت پیدا نکند. برای آن که انسان سودخواهی خود را نگاه دارد احتیاج تفریحی به محبت و سخاوت و بزرگواری دارد. انسان در اعمال گاه به گاه فداکاری و محبت و سخاوت و لطف، از فشار سودخواهی و خودپرستی، استراحت می کند. نه تنها کار، احتیاج به روز هفتم دارد بلکه اخلاق نیز احتیاج به روز تعطیل دارد. اساسا ً اخلاق فقط در همان روز هفتم وجود دارد. ما هر روز احتیاج به آناتی کوتاه از فداکاری و محبت و لطف داریم که هر چه هم کوتاه و گذران و ناچیز باشد برای ابقاء سودخواهی و سودپرستی لازم است. ولی این آنات ممکن است خطر تام برای خود زندگی باشد. این استراحت کوتاه اخلاقی، گاهی به قیمت سراسر هستی تمام می شود. انسان برای رفع خستگی و کراهت از خودپرستی، خود را یکباره دور می ریزد. انسان برای ابقاء سودخواهیش، خود را از بین می برد
تلاش اخلاق برای این است که همه روز ها را روز هفتم بکند. آنات اخلاقی را، تبدیل به ساعات تمام روز بکند. "استراحت از تلاش دائمی برای سودخواهی"، بدین سان خودش یکنوع کار و زحمت و مشقت می شود و همان اکراه و نفرتی که سودخواهی در اثر تکرار و دوامش ایجاد می کرد، اخلاق در اثر دوامش ایجاد می کند. اخلاقی که برای همه ساعات . همه روز ها شد همان قدر نفرت انگیز و اکراه آوراست که سودخواهی و خودپرستی مداوم

حتی برخورد دائم با خدا و حقیقت، خسته آور و ملال انگیز و نفرت انگیز است. اگر همه عالم فقط معبد بود، خدا مبغوض ترین و مکروه ترین وجودها بود و هیچ کس دیگر خدا را نمی پرستید، ولی اهل دین و اخلاق و حقیقت می پندارند که انسان می تواند همیشه با خدا و حقیقت و اخلاق و فکر باشد. انسان، در هفته فقط یک روز وقت برای خدا و حقیقت دارد. آنات زیبا را نمی شود تبدیل به ساعات زیبا کرد. استراحت، بیش از زمانی که لازم است تا قوا برگردد، استراحت نیست بلکه زحمت است

قوائی که در اثر استراحت انباشته می شوند، انسان را آرام نمی گذارند. خود خواهی و سودخواهی و قدرت خواهی را در استراحت مداوم نمی توان راحت نگاه داشت. بعد از استراحت کوتاه، نگاهداشتن آن ها در آرامش، زحمت لازم دارد. اخلاق کار و زحمت و تکلف می شود