بازگشت به خویشتن خویش!
سلام رفقا....
گرچه مدتی بود فراموش کرده بودم که میتوان بنویسم و دلیل آن هم دغدغه های ریز و درشتی بود که در این مدت رهایم نمیکرد! انتظار تغییرات اساسی را در زندگی ام میکشیدم که حقیقت عملی نشد! چراییش را میخواهم در وبلاگی دیگر بنویسم وبلاگی که حتما با اسمی مستعار خواهد بود و سرنوشتی برگرفته از حقیقت! همین روزها این را عملی میکنم.
چیزی که در این میان مهم است این میباشد که من برگشت کردم به خویشتن خویشم در چند سال قبل! فارق از هر دغدغه ای پس در روزهای آینده بیشتر خواهم نوشت....
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 22:27 توسط علیرضا درباری
|
نقد بنابر ماهیت ، عنصری ویرانگر و اوراق کننده است . هیچ نقدی موضوع نقد را بحالت اول باقی نمیگذارد ، سازندگی اگر در نقد موجود است ناشی از نتیجه ی ناخواسته ی آن وضرورتی است که با تجدید نظر در موضوع نقد صورت تحقق میپذیرد. وگرنه هیچ نقدی بنابر نتیجه ی خواسته ی خود نمیتواند سازنده باشد . همدلی و همدردی و بازیگری که ماکس و وبر از آن سخن گفته اند مربوط به مقام "گردآوری" و فهم مسئله است و الا به تعبیر پوپر ، در "مقام داوری" یک نظریه باید بیرحمانه نقد شود ! . بنابراین با وضع کلماتی چون همدلی و سازنده نباید نقد را عقیم نهاد و عنصر سلبی و نفی که همه ی هنر نقد بدان قائم است از آن ستانده شود ...!!!