امان از خستگی مفرط این روزها.......
۱)سلام
۲)خسته تر از آنم که این روزها بخواهم مکتوبی بنویسم حتی برای خود فرسوده ام! چه برسد دنباله روی دغدغه ی فکر و عقیده باشم!
۳)مدتی این مثنوی تاخیر شد مهلتی باید که تا خون شیر شد
۴)باز هم خواهم نوشت....
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی ۱۳۸۷ ساعت 21:44 توسط علیرضا درباری
|
نقد بنابر ماهیت ، عنصری ویرانگر و اوراق کننده است . هیچ نقدی موضوع نقد را بحالت اول باقی نمیگذارد ، سازندگی اگر در نقد موجود است ناشی از نتیجه ی ناخواسته ی آن وضرورتی است که با تجدید نظر در موضوع نقد صورت تحقق میپذیرد. وگرنه هیچ نقدی بنابر نتیجه ی خواسته ی خود نمیتواند سازنده باشد . همدلی و همدردی و بازیگری که ماکس و وبر از آن سخن گفته اند مربوط به مقام "گردآوری" و فهم مسئله است و الا به تعبیر پوپر ، در "مقام داوری" یک نظریه باید بیرحمانه نقد شود ! . بنابراین با وضع کلماتی چون همدلی و سازنده نباید نقد را عقیم نهاد و عنصر سلبی و نفی که همه ی هنر نقد بدان قائم است از آن ستانده شود ...!!!