سلام خواننده ی عزیز!

راستش را بخواهید مدتها بود که به این فکر افتاده بودم هر از گاهی دست بردارم از این دغدغه های مزخرف! که ثابت کنم بین تفکر و عقیده فاصله است که من هم آدم حسابی باشم! که من هم همانی را در وبلاگم بنویسم که دوست دارم! که دست بردارم از این نقاب روشنفکری که بر چهره زده ام! که من هم بشوم یک چیزی مثل همانهایی که هر روز میبینمشان ولی نمیشناسمشان!! همانهایی که هر از گاهی به سکون و آرامششان حسودیم میشده و میشود!

دوست دارم به یک رنسانس برسم ! در حال حاضر این رنسانس را از ظاهر خودم شروع کرده ام پس منتظر اتفاقاتی باشید که از من تا بحال بعید بوده! حتم دارم شوکه خواهید شد...

تا چند روز دیگر مطلبی را خواهم نوشت با عنوان خواستگاری از "صرع" که به وقتش بیشتر برایتان خواهم گفت پس تا بزودی...