دلبستگی به فکر دیگری، ما را از رسیدن به فکر خود باز می دارد
افکار دیگران، مانع تفکر خود می شوند، چون ما به آن ها زیاد دلبستگی (چه خودآگاهانه چه ناخودآگاهانه) داریم (نفرت خودآگاهاهانه از بستگی به یک فکر، مانع دلبستگی ناخودآگاهانه به آن فکر، نمی شود). برای آفرینش فکری، از دلبستگی خود به افکار دیگران کاست. و بزرگ ترین گام در این راه، رفع بزرگ ترین دلبستگی است که ما به حقیقت داریم. در تاریخ تفکر انسانی، حقایق (آن چه را مردم حقیقت می خوانند) بزرگ ترین مانع تفکر بوده اند، چون ما بیش از همه چیز پابند آن ها بوده ایم
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۷ ساعت 20:48 توسط علیرضا درباری
|
نقد بنابر ماهیت ، عنصری ویرانگر و اوراق کننده است . هیچ نقدی موضوع نقد را بحالت اول باقی نمیگذارد ، سازندگی اگر در نقد موجود است ناشی از نتیجه ی ناخواسته ی آن وضرورتی است که با تجدید نظر در موضوع نقد صورت تحقق میپذیرد. وگرنه هیچ نقدی بنابر نتیجه ی خواسته ی خود نمیتواند سازنده باشد . همدلی و همدردی و بازیگری که ماکس و وبر از آن سخن گفته اند مربوط به مقام "گردآوری" و فهم مسئله است و الا به تعبیر پوپر ، در "مقام داوری" یک نظریه باید بیرحمانه نقد شود ! . بنابراین با وضع کلماتی چون همدلی و سازنده نباید نقد را عقیم نهاد و عنصر سلبی و نفی که همه ی هنر نقد بدان قائم است از آن ستانده شود ...!!!