ما نباید، تنها اعمالی بکنیم که "بهترند". بلکه اعمال ما باید "زیباتر" باشند. به جای "تقواشناسی"، باید "زیباشناسی" بنشیند

تفکر درباره "زیبا و زشت" باید به جای تفکر درباره "نیک و بد" بنشیند. آدم، به جای آن که از درخت "معرفت نیک و بد" بخورد، باید از "درخت زشت و زیبا" بخورد. خدا، در بهشتش زشت و زیبا را نمی شناخت که حتی اسمش راببرد تا چه رسد به آن که آن را قدغن سازد. موقع آن رسیده است که دنیا را زیباتر سازیم. زندگانی را زیبا تر سازیم. خود را زیباتر سازیم حتی افکار خود را با معیار زیبائی و زشتی بسنجیم نه با معیار نیکی و بدی. یک فکر زیبا برای من ارجعیت به یک فکر نیک دارد. تفکر انحصاری در نیکی و بدی، دنیا را زشت کرده است
چشم و گوش و بینی ما، در مرحله اول، احتیاج به زیبائی دارند. آیا این محرومیت چشم و گوش و بینی از درک "زیبائی" نبوده است که دنیای اخلاق را برای جبران محرومیتش، آفریده است؟ و آیا آفرینش دنیا و زندگی و انسان زیباتر، از احتیاج ما به اخلاق نخواهد کاست؟ آیا هنر ها همیشه اعتراض و قیام و طغیانی علیه اخلاق و دین نبوده اند؟ آیا توجه به نیک و بد، سبب تحقیر "نمود ها و پدیده ها" نگردیده است؟
اخلاق آن قدر ظاهر و نمود و سطح را تحقیر می کرد و مکروه می شمرد که حتی نیکی باید "مخفی و نامرئی" باشد، که حتی خود نیکوکار نیز آن را نبیند. "دیدن نیکی خود و خود"، او را فاسد می ساخت. ولی عمل زیبا، خود را زیبا تر می سازد. انسان دوست می دارد خود و اعمال خود را ببیند. دیدن نیکی، "خود را بد می ساخت". اخلاق بر ضد زیبا شناسی و هنر بود. آیا ما به "زیبائی اعمال خود" احتیاج داریم و زیبائی را باید دید؟ یک عمل زیبا، دیدنی است و دیدنش "زیبا کننده" است. دیدن زیبائی خود، خلق زیبائی در خود می کند نه مانند دیدن نیکی خود، که خلق بدی در خود می کند
وجود هنر در اجتماع و رشد دادن هنر در اجتماع، برای همین است که عالم اخلاق را اصلاح کند و به اخلاق تغییر ماهیت دهد. زیبائی باید در اخلاق انقلاب بکند. زیبائی باید علیه اخلاق انقلاب کند. ما پیش از یک انقلاب سیاسی و اجتماعی، احتیاج به یک انقلاب زیبائی علیه اخلاق و دین داریم. بدون این انقلاب، دنیای سیاست و اقتصاد ما زشت خواهد ماند و زشت تر خواهد شد. آیا با شنیدن کلمه "انقلاب زیبائی" لبخند تمسخرآمیزی نزده اید؟ هنوز سائقه زیبائی در ما بیدار نشده است تا "نیاز و بالاخره "التهابی" ایجاد بکند. یک "سائقه" باید تبدیل به "التهاب" بشود تا سودای انقلابش به سر ما بیفتد. انقلاب زیبائی برای ما ضروری تر از انقلاب سیاسی و اقتصادی است. ولی متأسفانه ما از تفکرات دینی به تفکرات اخلاقی هم نرسیده ایم. هنوز ما یک تئوری نداریم که اخلاق را از دین جدا سازد. و بر پایه عقل بگذارد