هر فردی یا گروهی یا حزبی که کینه توزی، سابقه اولیه اوست هر، عملی که می کند در درجه اول نه به هدف "استفاده رسانیدن به خود" است بلکه، به هدف "ضرر رسانیدن" به دشمن است. برای او هر عملی که به دشمن ضرر برساند، هر فکری که به دشمن ضرر برساند، قابل قبول است
اما ضرر رسانیدن به دشمن، به طور، ضروری استفاده رسانیدن به خود نیست چون بسیاری از فائده ها، مشترک است و مرزی در آن نیست که برای دشمن و دوست تفاوت بگذارد. و چه بسا اعمالی که باید به دشمن ضرر بزند، به خود آن فرد یا گروه یا حزب یا ملت بیشتر ضرر می زند. جلب فائده برای خود و خود دوستی، غریزه طبیعی انسان نیست. به جای حصر تفکر در ضرر رسانیدن به دشمن، باید بیشتر در "آن چه برای خود فائده دارد" اندیشید. کینه توز، به دشمن خود ضررهائی می رساند که برای خودش نیز ضرر دارد. ولی چون این ضرر، اولین بار به دشمن اصابت می کند، نتیجه بعدی آن را برای خود نمی بیند