"کاربرد یک اندیشه" بخ خودی خود، اندیشیدن نیست. تفسیر و تأویل یک اندیشه یا دستگاه فکری به منظور حفظ ابدیت آن نیز اندیشیدن نیست. انسان موقعی در یک اندیشه، می اندیشد که فراتر از آن اندیشه برده شود کاربرد یا تفسیر و تأویل یک ایدئولوژی (دستگاه فکری)، انسان را به یک مشت افکار عادت می دهد و هر چه عادت های اندیشیدن بیشتر شود، جنبش اندیشه کمتر می شود. اندیشیدن در یک اندیشه، همیشه تلاش برای در هم شکستن و لبریز شدن از آن اندیشه، و فراتر رفتن از آن اندیشه است. تفاوت عقیده با اندیشه آن است که انسان می خواهد در عقیده بماند ولی از اندیشه می خواهد فراتر برود. هدف عقیده، سکون انسان در آن عقیده است. هدف اندیشه فراتر رفتن انسان از آن اندیشه است. ارزش یک اندیشه در آن است که به ما نیرو بدهد تا او را ترک کنیم. ارزش یک عقیده در آن است که از ما نیرو را بگیرد تا نتوانیم آن را ترک کنیم