تهمت زدن اخلاقی برای منع انتشار فکر
کسی دشمن آزادی است که با تهمت زدن اخلاقی به دیگری، می خواهد از ارزش فکری که می گوید، بکاهد یا بدین وسیله صحت آن فکر را مشکوک سازد
به مراتب بیشتر، کسی دشمن آزادیست که با ستودن اخلاقدیگری می خواهد بر ارزش فکری که می گوید بیفزاید، یا بدین وسیله اعتباری به صحت آن فکر بدهد. یک فکر گناهکار و بد کار می تواند با ارزش ترین و صحیح ترن فکر را داشته باشد و یک فرد متقی و نیکوکار می تواند کم ارزش ترین و اشتباه ترین فکر را داشته باشد. اخلاق، میزان سنجش ارزش و صحت هیچ فکری نیست. ما با پروردن پرهیزگار ترین افراد، بهترین متفکرین را نخواهیم داشت. در یک جامعه دینی، تهمت اخلاقی زدن، بهترین راه برای از بین بردن "حیثیت و ارزش فکری یک فرد" است. ننگین ساختن اخلاقی یک فرد، نشر اکار او را مسدود و محدود می سازد. و خوشنام ساختن اخلاقی یک فرد، راه را به انتشار افکار او می گشاید، وقتی افراد دین دار از مقابله فکری با کسی عاجز شدند، او را ننگین می سازند تا جلو انتشار و افکار او را بگیرند. تهمت زدن اخلاقی، حربه ایست برای نابود ساختن آزادی. از اخلاق وسیله ای برای نفی آزادی می سازند
نقد بنابر ماهیت ، عنصری ویرانگر و اوراق کننده است . هیچ نقدی موضوع نقد را بحالت اول باقی نمیگذارد ، سازندگی اگر در نقد موجود است ناشی از نتیجه ی ناخواسته ی آن وضرورتی است که با تجدید نظر در موضوع نقد صورت تحقق میپذیرد. وگرنه هیچ نقدی بنابر نتیجه ی خواسته ی خود نمیتواند سازنده باشد . همدلی و همدردی و بازیگری که ماکس و وبر از آن سخن گفته اند مربوط به مقام "گردآوری" و فهم مسئله است و الا به تعبیر پوپر ، در "مقام داوری" یک نظریه باید بیرحمانه نقد شود ! . بنابراین با وضع کلماتی چون همدلی و سازنده نباید نقد را عقیم نهاد و عنصر سلبی و نفی که همه ی هنر نقد بدان قائم است از آن ستانده شود ...!!!