افکار شنیدنی، افکار پر سر و صدا نیستند
افکار، دیر نمی آیند. افکار، دیر شنیده می شوند. گاهی، یک فکر که به موقع و حتی پیش از موقع گفته شده است دهه ها و سده ها لازم دارد تا شنیده شود. افکار پر سر و صدا، افکار شنیدنی نیستند بله سر و صدای آنان برای آن است که افکار شنیدنی شنیده نشوند. این وظیفه افکار شنیدنی نیست که بیشتر نعره بکشند تا بلکه شنیده بشوند چون در این صورت، بر سر و صدایشان بیشتر خواهند افزود. این وظیفه شنونده است که افکار پر سر و صدا را نشنود. سر و صدای یک فکر، دلیل اهمیت و ارزش آن فکر نیست. کسی که اهمیت یک چنین فکری را شناخت با همه سر و صدایش در گوش، بدون صدا می ماند
+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن ۱۳۸۶ ساعت 18:56 توسط علیرضا درباری
|
نقد بنابر ماهیت ، عنصری ویرانگر و اوراق کننده است . هیچ نقدی موضوع نقد را بحالت اول باقی نمیگذارد ، سازندگی اگر در نقد موجود است ناشی از نتیجه ی ناخواسته ی آن وضرورتی است که با تجدید نظر در موضوع نقد صورت تحقق میپذیرد. وگرنه هیچ نقدی بنابر نتیجه ی خواسته ی خود نمیتواند سازنده باشد . همدلی و همدردی و بازیگری که ماکس و وبر از آن سخن گفته اند مربوط به مقام "گردآوری" و فهم مسئله است و الا به تعبیر پوپر ، در "مقام داوری" یک نظریه باید بیرحمانه نقد شود ! . بنابراین با وضع کلماتی چون همدلی و سازنده نباید نقد را عقیم نهاد و عنصر سلبی و نفی که همه ی هنر نقد بدان قائم است از آن ستانده شود ...!!!