تأویل تازه اسلام احتیاج به فراموش کردن هویت اسلام دارد
بزرگ ترین امکان برای اصلاح اسلام، بدین علت پیدا شد که روشنفکران و دانشجویان، آشنائی خود را با واقعیت اسلام از دست دادند. این فقدان معرفت از اسلام و فراموشی هویت اسلام، فاصله کافی با اسلام ایجاد کرد تا بتوان اسلام را طبق ضروریات عصر، از نو تأویل کرد. در حینی که روشنفکران و دانشجویان از هویت اسلام بی خبر بودند، معانی که به اسلام داده می شد به سهولت می پذیرفتند، عامه در اسلام و با اسلامی می زیستند که روشنفکران و دانشجویان آن را نمی شناختند
آنانی که اسلام را فراموش کرده بودند ناگهان اسلام تازه ای کشف کردند. هر تأویل تازه ای از کلمات، احتیاج به فاصله گیری از معانی اولیه آن کلمات دارد. پیش از آن که بتوانیم معانی تازه، به کلمات مقدش کهن بدهیم باید از معانی که در سابق داشته فاصله بگیریم. معانی سابق باید بمیرند تا آن کلمات با معانی تازه، زندگانی نوین خود را از سر بگیرند
نقد بنابر ماهیت ، عنصری ویرانگر و اوراق کننده است . هیچ نقدی موضوع نقد را بحالت اول باقی نمیگذارد ، سازندگی اگر در نقد موجود است ناشی از نتیجه ی ناخواسته ی آن وضرورتی است که با تجدید نظر در موضوع نقد صورت تحقق میپذیرد. وگرنه هیچ نقدی بنابر نتیجه ی خواسته ی خود نمیتواند سازنده باشد . همدلی و همدردی و بازیگری که ماکس و وبر از آن سخن گفته اند مربوط به مقام "گردآوری" و فهم مسئله است و الا به تعبیر پوپر ، در "مقام داوری" یک نظریه باید بیرحمانه نقد شود ! . بنابراین با وضع کلماتی چون همدلی و سازنده نباید نقد را عقیم نهاد و عنصر سلبی و نفی که همه ی هنر نقد بدان قائم است از آن ستانده شود ...!!!