هر کلمه مقدس آن قدر معنی دارد که مقدس است
کسی که عمیق می اندیشد، همیشه عمقی دارد که تا به آن نرسیده، دست از اندیشیدن برنمی دارد. وقتی چنین اندیشمندی، به اثری یا به کسی احترام بگذارد، به سخنان آن اثر یا آن کس، همان عمقی را می دهد که در اندیشه های خود دارد
او نمی تواند "عمق ناچیز شخص مورد احترام خود" را باور کند. از این رو سخنان او را آن قدر تأویل می کنند تا عمق اندیشه های خود راپیدا کند
تعمق در کلمات مقدس یا محترم، یافتن عمق واقعی آن کلمات نیست، بلکه "دادن عمق خود به آن کلمات" است. یک کلمه مقدس یا محترم در طی اعصار، عمق های تازه "می گیرد". هر عمق تازه ای که به کلمه مقدس ( یا محترم) "داده شد"، آن کلمه مقدس آن عمق را "تصاحب می کند". هیچ کلمه مقدسی نیست که تاریخ معانی که به او داده شده و او تصاحب کرده است آگاهانه بداند
کلمه مقدس، سیر معانی را که گرفته، فراموش می کند و هر چه او در طی زمان، مقدس تر و محترم تر شد امکان وظرفیت بیشتر برای "گرفتن معانی تازه" پیدا می کند. هیچ کلمه مقدسی، "غصب معانی" از دیگری نمی کند، بلکه هر کسی، معانی ناخودآگاهانه به او می دهد که آگاهانه می خواهد در او بیابد. هر کسی ناآگاهانه به او می دهد ولی "آگاهانه از او می گیرد"
هر کلمه مقدسی آن قدر معانی دارد که مقدس است. معانی " کلمه مقدس" را "کلمه" معین نمی سازد، بلکه خصوصیت "تقدیس آن" معین می سازد. هر کلمه مقدسی آن قدر معنی دارد که "مقدی" است و وقتی کسی از این کلمات، تقدیس را بگیرد ناگهان مانند بادکنکی آن چه را دارند از دست می دهند. برای آن که فهمید که یک مؤمن به کلمات مقدس، از آن کلمات چه احساس و تجربه ای دارد باید خصوصیت تقدیس را به آن کلمات اضافه کرد. برای درک علمی آن کلمات، باید خصوصیت تقدیس را از آن کلمات گرفت
تقدیس یک کلمه، در آن کلمه نیست، بلکه در انسان است. یک کلمه مقدس موقعی تقدیس خود را از دست می دهد که انسان ایمان خود را به آن از دست بدهد. شاید کلمه مقدس از آن لحاظ مقدس (پاک) است که هر چه هم معنا بگیرد همیشه پاک می ماند. این کلمات می توانند هر معنائی بگیرند ولی هیچ گاه آلوده نمی شوند. انسان می تواند "همه معانی را که تا به حال گرفته اند" رد و طرد کند. با رو و طرد کردن این معانی، آن کلمه به خودی خود، رد و طرد نمی شود بلکه بعد از این رد کردن ها مقدس تر می شود. کسانی که کلمات مقدس را در نقد، رد می کنند آن کلمات را طرد نمی توانند بکنند، بلکه آن کلمات را از نو مقدس (پاک) می سازند و راه را برای تفسیر گران و تأویل گران تازه باز می کنند تا معانی تازه به آن کلمات بدهند. کلمات مقدس، معانی مشخص و ثابتی ندارند که با رد معانی آن ها طرد بشوند. رد معانی گذشته آن ها، تنقیه آن ها برای تزریق معانی تازه به آن هاست
نقد بنابر ماهیت ، عنصری ویرانگر و اوراق کننده است . هیچ نقدی موضوع نقد را بحالت اول باقی نمیگذارد ، سازندگی اگر در نقد موجود است ناشی از نتیجه ی ناخواسته ی آن وضرورتی است که با تجدید نظر در موضوع نقد صورت تحقق میپذیرد. وگرنه هیچ نقدی بنابر نتیجه ی خواسته ی خود نمیتواند سازنده باشد . همدلی و همدردی و بازیگری که ماکس و وبر از آن سخن گفته اند مربوط به مقام "گردآوری" و فهم مسئله است و الا به تعبیر پوپر ، در "مقام داوری" یک نظریه باید بیرحمانه نقد شود ! . بنابراین با وضع کلماتی چون همدلی و سازنده نباید نقد را عقیم نهاد و عنصر سلبی و نفی که همه ی هنر نقد بدان قائم است از آن ستانده شود ...!!!