تفکر، می تواند ارزش های اخلاقی را تغییر و تکامل بدهد. ولی وقتی عقیده ای دینی یا فلسفی، این ارزش های اخلاقی و شیوه قضاوت آن ها را ثابت و ابدی ساخت، مانع تفکر در ارزش های اخلاقی می شود. عدم تکامل ما در اخلاق، نتیجه آن است که نمی توانیم درباره ارزش های اخلاقی بیندیشیم. تفکر اخلاقی را باید از دین جدا ساخت تا راه تغییر ارزش های اخلاق و بالطبع راه تغییر احساسات و عواطف و اعمال باز شود. ایجاد تئوری های تازه اخلاقی، بهترین دلیل برای این است که اخلاق می تواند بدون دین زیست و رشد کند و حتی دین در اثر همین منع تفکر در ارزش های اخلاقی، مانع از رشد اخلاق می شود

بی دینی دلیل بی اخلاقی نیست. اخلاق بدون دین بهتر رشد می کند. تغییر احساسات و عواطف و اعمال از سر، باعث تغییر شیوه تفکر می گردد. و بدون تغییر دادن ارزش های اخلاقی، نمی توان شیوه تفکر را عوض کرد. با تثبیت و سنگ سازی شیوه احساسات و عواطف و رفتار، شیوه تفکر نیز ثابت و سنگ ساخته می شود. برای آزادی ساختن فکر، باید ارزش های موجود ولی سنگ شده اخلاقی را منفجر ساخت. متزلزل ساختن یک "دستگاه اخلاقی"، نابود ساختن اخلاق نیست. ارزش های ابدی ساخته یک دستگاه اخلاقی را باید متزلزل ساخت، تا بتوان راه برای استقرار دستگاه دیگر اخلاقی باز کرد