بدون تیتر ! برای کسی که میداند کیست
ای مهربان خوب:آن عهد ماندنی ست/تا پای جان که نه/تا روح زنده است/این عهد
ماندنی است/آری شود که نباشم ولی بدان/آن عهد را نتواند کسی شکست/من قول
داده ام که بمانم برای تو/تو قول داده ای که بمانی کنار من/این قول ما به
خدا قول عاشقی است/آن"او"که عهد می شکند اهل عشق نیست.....
+ نوشته شده در جمعه سوم آذر ۱۳۹۱ ساعت 23:52 توسط علیرضا درباری
|
نقد بنابر ماهیت ، عنصری ویرانگر و اوراق کننده است . هیچ نقدی موضوع نقد را بحالت اول باقی نمیگذارد ، سازندگی اگر در نقد موجود است ناشی از نتیجه ی ناخواسته ی آن وضرورتی است که با تجدید نظر در موضوع نقد صورت تحقق میپذیرد. وگرنه هیچ نقدی بنابر نتیجه ی خواسته ی خود نمیتواند سازنده باشد . همدلی و همدردی و بازیگری که ماکس و وبر از آن سخن گفته اند مربوط به مقام "گردآوری" و فهم مسئله است و الا به تعبیر پوپر ، در "مقام داوری" یک نظریه باید بیرحمانه نقد شود ! . بنابراین با وضع کلماتی چون همدلی و سازنده نباید نقد را عقیم نهاد و عنصر سلبی و نفی که همه ی هنر نقد بدان قائم است از آن ستانده شود ...!!!