بحران.......
بحران ذهن انسان رو فاسد میکنه، توی بحران ادبیات افت میکنه، عاشقانه ها حماسی میشن، حرفا پوچ میشن، رمانها کسل کننده. توی همشهری داستان عادات نویسندگان بزرگو نوشته بود. برای خلق یک اثر بزرگ، باید مدادتو بتراشی، پاتو تو ظرف آب بکنی، سیگارتو بزاری کنار دستت، و زیرسیگاریتو یه جایی که مسلط باشی بش. و در آرامش شروع کنی به نوشتن، بدون اینکه هیچ کلمه ای از خارج تو رو آشفته کنه. بدون هیچ بحرانی
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 19:37 توسط علیرضا درباری
|
نقد بنابر ماهیت ، عنصری ویرانگر و اوراق کننده است . هیچ نقدی موضوع نقد را بحالت اول باقی نمیگذارد ، سازندگی اگر در نقد موجود است ناشی از نتیجه ی ناخواسته ی آن وضرورتی است که با تجدید نظر در موضوع نقد صورت تحقق میپذیرد. وگرنه هیچ نقدی بنابر نتیجه ی خواسته ی خود نمیتواند سازنده باشد . همدلی و همدردی و بازیگری که ماکس و وبر از آن سخن گفته اند مربوط به مقام "گردآوری" و فهم مسئله است و الا به تعبیر پوپر ، در "مقام داوری" یک نظریه باید بیرحمانه نقد شود ! . بنابراین با وضع کلماتی چون همدلی و سازنده نباید نقد را عقیم نهاد و عنصر سلبی و نفی که همه ی هنر نقد بدان قائم است از آن ستانده شود ...!!!