عمل به وظیفه خود، مسائل اجتماعی را حل نمی کند
اخلاق و دین به مردم تلقین می کنند که اگر هر کسی وظیفه خود را انجام دهد، مشکلات
اجتماعی حل خواهد شد و اجتماع بهشت برین خواهد گشت. این فکر، استوار بر این خرافه
است که خدا یا طبیعت یا خط سیر تکاملی، از پیوند این اعمال و اتفاقات، جریانی به
سوی بهبود و بهتری می سازد و باید به آن اطمینان کرد. مسئله اساسی، مسئله "پیوند
وظائف افرا" پیوند آزادی های افراد"، "پیوند اعمال افراد" است
اعمال خوب هر فردی، به خودی خود با اعمال خوب دیگری، پیوند صحیح
و سالم و مفید نمی خورد، و نباید این "پیوند زدن و ترکیب اعمال" را به قدرتی مافوق
واگذار کرد. ما باید اطمینانی به "پیوند خوردن خود به خود اعمال خوبمان با اعمال
خوب دیگری" نداشته باشیم. ما باید خود، وظایفمان را با هم پیوند بزنیم. اجتماع
آزاد، نتیجه ترکیب کردن وظایف انسان ها به وسیله خود انسان هاست. زندگی اجتماعی و
سیاسی بیشتر از وظایف انفرادی و اخلاقی دینی" است. دموکراسی پیوند زدن اعمال انسانی
به هم، به وسیله خود انسان هاست
نقد بنابر ماهیت ، عنصری ویرانگر و اوراق کننده است . هیچ نقدی موضوع نقد را بحالت اول باقی نمیگذارد ، سازندگی اگر در نقد موجود است ناشی از نتیجه ی ناخواسته ی آن وضرورتی است که با تجدید نظر در موضوع نقد صورت تحقق میپذیرد. وگرنه هیچ نقدی بنابر نتیجه ی خواسته ی خود نمیتواند سازنده باشد . همدلی و همدردی و بازیگری که ماکس و وبر از آن سخن گفته اند مربوط به مقام "گردآوری" و فهم مسئله است و الا به تعبیر پوپر ، در "مقام داوری" یک نظریه باید بیرحمانه نقد شود ! . بنابراین با وضع کلماتی چون همدلی و سازنده نباید نقد را عقیم نهاد و عنصر سلبی و نفی که همه ی هنر نقد بدان قائم است از آن ستانده شود ...!!!