هیچ عقیده ای ارزش رد کردن ندارد
یک دستگاه فکری برای آن رد کردنی نیست چون "اشتباهات منطقی" و "ناهماهنگی درونی" دارد، بلکه چون می توان "یک دستگاه فکری دیگر" آفرید. احتیاج به رد کردن یک عقیده یا دستگاه فکری نیست، بلکه باید یک "دستگاه فکری نوین" آفرید
قدرت خلاقیت انسان، هر عقیده و هر دستگاه فلسفی را رد و نفی می کند. با تحقیر قدرت خلاقیت در انسان و باید در خلق یک دستگاه فکری و هنری تازه به کار برد. "تکوّن یک فکر من" احتیاج به رد کردن عقیده یا فکر دیگر ندارد. وظیفه هر انسانی این است که نگذارد عقاید دیگر و افکار دیگر، مانع خلاقیت او شوند، بلکه فقط "مواد و وسیله" برای خلاقیت فکری او باشند
وقتی یک فکر یا عقیده را رد و نفی می کنید به آن "ارزش دفاع کردن" می بخشید. از عقاید و افکار، دفاع کرده می شوند چون رد کرده می شوند. اگر هیچ گاه رد و نفی نمی شدند هیچ گاه نیز از آن ها دفاع نمی شد. بسیاری از عقاید و افکار، پایدار و استوار شده اند چون در اثر رد کردن دائمی، ارزش دفاع کردن پیدا کرده اند
نقد بنابر ماهیت ، عنصری ویرانگر و اوراق کننده است . هیچ نقدی موضوع نقد را بحالت اول باقی نمیگذارد ، سازندگی اگر در نقد موجود است ناشی از نتیجه ی ناخواسته ی آن وضرورتی است که با تجدید نظر در موضوع نقد صورت تحقق میپذیرد. وگرنه هیچ نقدی بنابر نتیجه ی خواسته ی خود نمیتواند سازنده باشد . همدلی و همدردی و بازیگری که ماکس و وبر از آن سخن گفته اند مربوط به مقام "گردآوری" و فهم مسئله است و الا به تعبیر پوپر ، در "مقام داوری" یک نظریه باید بیرحمانه نقد شود ! . بنابراین با وضع کلماتی چون همدلی و سازنده نباید نقد را عقیم نهاد و عنصر سلبی و نفی که همه ی هنر نقد بدان قائم است از آن ستانده شود ...!!!