تفاوت تابعیت و عضویت
قرارداد اجتماعی فقط موقعی معنا و واقعیت دارد که هر فردی حق و قدرت تغییر دادن آن را داشته باشد. من قراردادهای موجود را می پذیرم چون حق دارم در تغییر دادن آن ها شرکت کنم و به سهم خود قدرت و امکانات تغییردادن آن ها را دارم. روزی من حق عضویت در اجتماع را دارم که حق و قدرت و امکان تغییر دادن قوانین موجود در آن را داشته باشم. جامعه ای که قوانین اساسی تغییر ناپذیر دارد، عضو نمی پذیرد بلکه تابع (پیرو) و مطیع می خواهد. حق ورود در آن اجتماع، با قبول اطاعت و تابعیت حاصل می شود. او هیچ گاه شریک در اجتماع نمی شود
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 9:45 توسط علیرضا درباری
|
نقد بنابر ماهیت ، عنصری ویرانگر و اوراق کننده است . هیچ نقدی موضوع نقد را بحالت اول باقی نمیگذارد ، سازندگی اگر در نقد موجود است ناشی از نتیجه ی ناخواسته ی آن وضرورتی است که با تجدید نظر در موضوع نقد صورت تحقق میپذیرد. وگرنه هیچ نقدی بنابر نتیجه ی خواسته ی خود نمیتواند سازنده باشد . همدلی و همدردی و بازیگری که ماکس و وبر از آن سخن گفته اند مربوط به مقام "گردآوری" و فهم مسئله است و الا به تعبیر پوپر ، در "مقام داوری" یک نظریه باید بیرحمانه نقد شود ! . بنابراین با وضع کلماتی چون همدلی و سازنده نباید نقد را عقیم نهاد و عنصر سلبی و نفی که همه ی هنر نقد بدان قائم است از آن ستانده شود ...!!!