X
تبلیغات
جستاری در تفکر امروزی - وطن دوستی نتیجه دنیا دوستی است
هر فکری باید بی رحمانه نقد شود !

انسان در جائی که "احساس ماندن" می کند، آن را تغییر می دهد، آن جا را راحت تر و زیبا تر و دلپسند تر می سازد. انسان از جائی که احساس گذشتن می کند، علاقه به تغییر دادن آن ندارد. تا وقتی که دنیا "محل مرور" است (انسان احساس توطن در آن ندارد) علاقه به تغییر دادن آن و جامعه ندارد. با قرار دادن آخرت به عنوان مرکز ثقل زندگانی (جای ماندن نهائی)التهاب تغییر دنیا و اجتماع، در انسان ایجاد نمی گردد. ملی گرائی بر اساس "علاقه به دنیا" و "علاقه به وطن" بنا می شود. وطن دوستی از دنیا دوستی سرچشمه می گیرد. کسی که زندگی دنیوی را دوست ندارد، وطنش را نیز دوست ندارد. انسان علاقه به تغییر دادن و بهتر ساختن چیزی دارد، که مالک اوست. از این رو انسان باید احساس مالکیت از وطنش و اجتماعش بکند تا حق و قدرت تغییر دادن آن را داشته باشد. مالکیت، حق و قدرت ماندن (توطن) به انسان می دهد. علاقه به آخرت، مانع رشد حس وطن دوستی و قدرت "بهتر سازی وطن" می گردد. وطن دوستی موقعی رشد می کند که انسان خود را شریک در تغییر دادن و بهتر ساختن و آباد ساختن و آزاد ساختن اجتماع خود بداند. کسی که حق و قدرت بهتر ساختن اجتماع خود را دارد وطنش را نیز دوست خواهد داشت

نوشته شده توسط علیرضا درباری در ساعت 10:6 | لینک  |